
الآن احساس پرندهای رو دارم كه پس از سالها از تو قفس درش ميارن تو يه طبيعت رهاش میكنن و همين طور پرواز میكنه و اوج میگيره. تو شرايط كنونی زندگی افراد كلاً به دو بخش تقسيم میشه :
1- قبل از كنكور 2- بعد از كنكور
و بعد از كنكور كه تازه متوجه میشی زندگی تو دست خودته میتونی كنترل خودت رو در دست بگيری و آزاد باشی و عين يه پرنده واسه خودت پر بكشی و پرواز كنی. نمیدونم شايدم فقط در مورد من اين جوری بوده اما خوب اين حس رو دوست دارم، اميدوارم همه يه بار تجربهش كنن ، الآن حاضر نيستم اين استقلال رو به هيچ قيمتی بفروشم.
.jpg)
متأسفانه تا دو هفته ديگر اين وب آپ نمی شه بايد صبر كنين تا كنكور رو رد كنيم بعد دربست در خدمت جامعهی سايبری هستيم، فعلا خداحافظ


آرامشی ديوانه كننده وجودم را در بر گرفته
چرا؟
چرا هيچكس نمیتواند سكوتم را بشنود؟
مدتيست كه در حال فرياد كردن اين سكوت هستم
در اين راه پر پيچو خم كه تاريكی سراسرش را بلعيده
هيچكس چراغی به دستم نمیدهد
اما نااميد نيستم بالعكس
اميد در تمام ذرات وجودم متبلور شده
و همين اميد دستم را میگيرد.
حتی اجازه ندارم سكوتم را بشكنم
چون متهم خواهم شد به جرم خواستهای غريب
پس فرياد میكنم سكوتم را تا لحظهای كه نفس دارم



